خرید بک لینک
virous چهارشنبه سوم آبان ۱۴۰۲، 0:38 کسی اینجا پیام آورد؟نگاهی، یا که لبخندی؟فشار گرم دست دوست مانندی؟+ خواستم بگم چقدر حالم خوب میشه اگر الان پیامی بگیرم و این به ذهنم اومد که چقدر توو زندگی منتظر پیامی خبری لنگ کفشی موندیم که نرسید یا رویاشو توو قلبمون کشیدیم و در واقعیت چیزی ندیدیم. مهدی اخوان ثالث

برچسب: نویسنده: مینا رادمنش تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 13:32

virous چهارشنبه سوم آبان ۱۴۰۲، 0:44 کاش ،گلدان پشت پنجرهات بودمهی زرد میشدم ؛هی غصهام را میخوردی ...!+ ولی این تیکه شعر باعث شد قلبم تیر بکشه... خیلی بد ب درد اومد سبحان زمانی

برچسب: نویسنده: مینا رادمنش تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 13:32

virous چهارشنبه سوم آبان ۱۴۰۲، 8:17 پسردایی همیشه میگه اگر چیزی به دست تو میرسه قطعا روزی تو بوده!!حالا اون چیز میتونه هرچی باشه غذا ، پول ، یک جمله و ...الان که تلگرام چک میکردم دیدم الای یه متن فرستاده با این مضموم که کسیو توو مسیری که با تو شروع کرده تنها نذار!! شاید اون فقط بخاطر تو این کارو کرده و همچین چیزیخب حقیقتا جا خوردم. الای هییییییچوقت به من پیام نمیداد بجز اون تایمی که یه شهر دیگه بود وقتی مشکلی واس خانواده پیش میومد ممکن بود به من یه پیام بده یا زنگ بزنه و سوال کنه ولی هیچوقت نشده بود بخواد متن یا فایلی بفرسته.دقیقا بخوام بگم این اولین باره یکیشون داره همچین کاری میکنه و من خودم ریختم پایین .. اعتراف میکنم تا همین چند ماه قبل خیلی ازین کارشون احساس ناراحتی میکردم چون اونا همیشه بین خودشون حرفایی رد و بدل میکردن و من اون وسط از همه جا بی خبرخیلی حس بدی بود.نمیدونم باید چه واکنشی بدم؟!!

برچسب: نویسنده: مینا رادمنش تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 13:32

صفحه بندی